خاطرات زندگی من
زندگـــــــــــــــــــــــــی جنگ است و دیگر هیچ 

[ 92/10/24 ] [ 9:20 ] [ شیدای بی عشق ]
خیلی دلم ازت پـــــره ...


پای تو نشستم ، ببین که آخـــــــــــرش چی شد

آرزوهــــای قشـــنگم ، واســــه تو سهم کی شد

دلـــــــــمو شکستی و رفتی پی کار خــــــــــودت

اینـــــا تقصـــــــیر توئه ، اون دل بیـــــمار خـــــودت

دل بیـــــــــمار خــــــودت ...

خیلی دلم ازت پـــــره ، بد جــوری از تو دلخــــوره

یه روز تلافی می کنه ، دل از دل تو می بـــــــره

قلبمو پس فرستادی ، خوب خــودتو نشون دادی

من خــــودمم خسته شدم، پاشو برو ، تو آزادی 


می دونستم مــــــــزه ی عشقم ، دلتو می زنه

دل تو یه تیکه ســـنگه ، خب محـــــــاله بشکنه

تو رو دست کم گرفتم ، که این شد آخـــــــرش

هنــــوزم خاطرت اینجاست ، بیـــــا بردار ببـرش

بیــــــا بــــــردار ببـــــرش ...

خیلی دلم ازت پـــــره ، بد جــوری از تو دلخــــوره

یه روز تلافی می کنه ، دل از دل تو می بـــــــره

قلبمو پس فرستادی ، خوب خــودتو نشون دادی

من خــــودمم خسته شدم، پاشو برو ، تو آزادی

[ 92/03/21 ] [ 10:44 ] [ شیدای بی عشق ]

سلام

خدایا شکرت بابت همه داده هات و نداده هات.

دوستان گلم خدا بهم بچه نداده ولی داره تک تک ارزوهامو براورده میکنه.

ایشالاه قراره 20آذر عازم خانه خدا بشیم و اربعین تو مدینه باشیم.

از همینجا از همه دوستام حلالیت میطلبم و اگه بدی و خوبی کردم بهتون حلالم کنید.

حرف خیلی دارم ولی حس و حالی برای زدنش ندارم.

فقط ی چیز بگم به عنوان حسن ختام حرفام اینکه این روزها حال و هوای عجیبی داره دلم ، که اصلا قابل تشریع نیست.

[ 93/09/04 ] [ 8:53 ] [ شیدای بی عشق ]
سلام دوستهای گلمممممم

بعد از مدتها اومدم اینجا رو اپدیت کنم

اومدم بنویسم بعد از همه بی رحمی و نامردی های پدر شوهرم

بعد از کلی جنگیدن با خودم، بالاخره روز عید فطر اونو بخشیدم

بهش این اس ام اس رو دادم:

سلام

امروز تصمیم گرفتم دلمو صاف کنم و ببخشمتون ، انشالاه خدا کمکم کنه و ذهنم پاک کنه تا یادم بره چه برسرم آوردید.

امیدوارم هیچ وقت پشیمون نشم.

 

بازخوردش به همون آن بهم زنگ زد و خوشحال از کارم بود ولی خودم یکم هضمش برام سخت بود

و از اینکه یوقت پشیمون نشم و بلای بدتری سرم نیارن.

باز خورد شوشو : بنده خدا بابام الان فکر میکنه چه بلایی سرت اورده (من: اخییییییییییییی بنده خدا) حالا باید ببینی باز خوردش چی میشههههههه

تا پستی دیگر بدرود

[ 93/05/14 ] [ 9:53 ] [ شیدای بی عشق ]
سلام

 

نمیدونم از کجا شروع کنم و چی بنویسم

ولی داغون شدم

نمیدونم حکمت خدا چیه که درست جایی که فکر میکنی رسیدی به ساحل ی طوفان سهمگین میاد و ساحل ارزوهاتو ویران میکنه

این چند روزه از اسمون و زمین برای من باریده

چنان باریده که اصلا فکر نکنم بتونم هضمش کنم

این چند روزه شخصیت و چهره واقعی قوم الضالمین برام رونمایی شد

اینقدر که به شوشو گفتم من اگه جای تو بودم میرفتم فامیلیمو عوض میکردم

من شرمم میاد بنویسم ولی میخوام بنویسم که برای ابد به یادگار بمونه

 

 


ادامه مطلب
[ 93/02/03 ] [ 10:27 ] [ شیدای بی عشق ]
سلام

سلامی به گرمی بخاری های خونتون که تو این سرما هرچقدرم زیادش میکنید بازم گرم نمیشه

چندتا خبر دارم که نسبتا خوبهههههه

 

 

 


ادامه مطلب
[ 92/11/15 ] [ 10:48 ] [ شیدای بی عشق ]
سلام

از اونجایی که حال و حوصله ندارم چکیده اخبار میگم

مهمونی برگزار شد به بهترین شکل ممکن

 


ادامه مطلب
[ 92/10/21 ] [ 10:49 ] [ شیدای بی عشق ]
سلام

از همینجا از همه دوستان حلالیت میطلبم

انشالاه و به لطف خدا تاریخ 5 دی برای بار دوم عازم عتبات عالیات هستیم من و شوشو

باشد که این سفر پلی باشد برای زندگی بهتر

دوستانم هر بدی و خوبی دیدید حلالم کنید


[ 92/10/03 ] [ 16:28 ] [ شیدای بی عشق ]
[ 92/10/03 ] [ 16:28 ] [ شیدای بی عشق ]
سلام

امروز اومدم بگم فعلا همه چیز ارومه

منم با خودمم هم قسم شدم دیگه ع رو تحقیر نکنم

روز عرفه هم همشونو بخشیدم تا خدا خودش از سر تقصیراتم بگذره

بنابراین الان همه چی ارمهههههه

ما خیلی خوشبختیم

ههههههه

[ 92/07/27 ] [ 16:7 ] [ شیدای بی عشق ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

مینویسم از قصه زندگیم تا ثبت شود و همیشه بیاد بماند
برچسب‌ها وب
امکانات وب